چقدر خوشحالم که یه خانواده مهربونو گرم دارمممممم
__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 12
  • نام کلوب :با كلاس های اصفهان
    نام انگلیسی : clasic_esfahan
    تاسیس : 13 مرداد 1385
    5135 عضو ، 284 بحث ، 29 آلبوم ، 2553 مقاله ، 29 لینک

    با كلاس های اصفهان

  • نام کلوب :اصفهان
    نام انگلیسی : esf
    تاسیس : 29 آذر 1383
    4300 عضو ، 145 بحث ، 15 آلبوم ، 12 مقاله ، 1 لینک

    اصفهان

  • نام کلوب :کنخ
    نام انگلیسی : kanak
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    848 عضو ، 39 بحث ، 26 آلبوم ، 95 مقاله ، 14 لینک

    کنخ

  • نام کلوب :***Fashion***
    نام انگلیسی : fash1on
    تاسیس : 8 اردیبهشت 1385
    11515 عضو ، 12 بحث ، 30 آلبوم ، 773 مقاله ، 18 لینک ، 10 نظرسنجی

    ***Fashion***

  • نام کلوب :فتوشاپ
    نام انگلیسی : photoshop_club
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    7045 عضو ، 91 بحث ، 4 آلبوم ، 18 مقاله ، 14 لینک ، 3 نظرسنجی

    فتوشاپ

  • نام کلوب :آموزش اکشن اسکریپت و ف
    نام انگلیسی : flash
    تاسیس : 27 اسفند 1384
    308 عضو ، 132 بحث ، 2 آلبوم ، 12 مقاله ، 5 لینک

    آموزش اکشن اسکریپت و فلش

یه زندگی ساده و به دور از تنش و نا ارامی برای ایدا
15 شهریور 87 - 23:38

درود                                                              

www.aida-1369.sub.ir

 

 

 

 

 

 

 

اطراف خونمون هرچی باغو دارو درخت هستو قطع کردن تا برجو ساختمون بسازن. با خودم میگم ببین ادم چیه ها برای اینکه به منافع خودش برسه حاضره طبیعتو زیر پا بذاره. من قشنگ پیش چشمم روشنه که یه روزی میرسه که همین کره زمین به دست بشر نابود و غیر قابل سکونت مثل سیاره های دیگه میشه. اینطوری که بشر داره پیش میره و طبیعتو خراب می کنه تا کمتر از 100 سال دیگه کره زمین غیر قابل تنفس و زندگی میشه. همین دود ماشینا و کارخونه ها همین زباله ها همین الودگیها و قطع درختا و نابودی طبیعت موجب میشه که لایه ی ازن اسیب ببینه و دیگه تا ته خطو شما خودت برو. ما ادما حاضر نیستیم از پول و منفعت خودمون به خاطر این زمین زیبا بگذریم. الان توی شمال کشورم همین مشکل هست. هی دارن درختا رو که منابع اکسیژن هستنو قطع میکننو جاش ویلا میسازن که سالی یه بار بیان دو روز یه صفایی کننو برن.

 

اگه خدا بخواد تصمیم دارم کار کنم پولامو جمع کنم بعد برم طرفای خونه مادربزرگم که خیلی سرسبزه و زمین ارزون تره یه تیکه زمین بخرم برای خودم بسازمش. بعد همشو توش دارو درختو گل بکارم. اونقده گلو درخت بکارم که بشه بهشت. یعنی میشه؟ من عاشق گلا و درختام. خونه ی مادربزرگم یه دوست درخت دارم. اسمش چناره. همیشه باهاش حرف میزنم واسش شعر میخونم تمیزش میکنم ابش میدم کلاغارو از روش دور میکنم تا اذیت نشه. اونم منو خیلی دوست داره. هرموقع میرم خونه مادربزرگم میگه سلام ایدا اومدی؟ میگم اره چنار عزیزم برات  از اصغر گل فروش کود خریدم بیا بخور جون بگیر. میگه دستت دردنکنه ایدا خوشکله گشنم بودا.

 

من طرفدار زندگی ساده و به دور از تنش هستم. از دنیا چیزی نمیخوام همین که خدا لطفی کنه یه پولی در بیارمو برم یه جا یه خونه حیاط دار خوشکل واسه خودم بسازمو توش گلو درخت بکارم دیگه هیچی نمیخوام.طرفای خونه مادربزرگم الان ارزونه. اگه بتونم تا دوسال دیگه یه پولی جور کنم میرم اونجا یه تیکه زمین مثلا 150 متر میخرم بعد کم کم کار میکنمو میسازمش بعد توش کلی درختو گلو اینا میکارم بعدم روزا میرم سرکار عصرا هم به گلا و درختام میرسم . اصلا درخت خیلی چیز خوبیه. درخت قشنگه. برگای سبز خوشکل داره.

 

 

یعنی خدا این لطفو در حقم میکنه که یه خونه پر از گلو درخت بهم بده؟ به خدا نه ماشین مدل بالا میخوام نه شوهر خوب نه چیزای لوکس . فقط یه زندگی اروم و پر از گلو درخت. پول میخوام چیکار. بذار این پولدارا واسه ما لاف بزنن. بذار خوششون باشه من سبک زندگی سادرو دوست دارم. یه گلیم یه گاز یه یخچال یه کولر یه تلوزیون یه دست مبل یه تخت اره دیگه به جز اینا هیچی دیگه نمیخوام. همینا کافیه فعلا. فقط باید زیاد کار کنم. کاش زمینای اطراف خونه مادربزرگم گرون نشه. فکر نکنم گرون شه. باید جون بکنم خیلی تا به ارزوم برسم. طوری نیست برای رسیدن به اون زندگی که دوست دارم تلاش میکنم این خط ــ این نشون » من به حد مرگم شده کار میکنم تا به یه خونه ی حیاط دار پر از گلو درخت برسم. راستی میخوام وسط درختو گلام بل بلم بذارم تا چه چه بزنه یه حوضم بذارم وسطش با ماهیای قرمز . بعد طوطیم بگم به پسر خالم واسم بخره اخه اون اشنا داره. گلایی که میخوام بکارم یکی رز یکی لاله عباسی زرد و صورتی و دورنگ یکی شمعدونی یکی نسترن یکی گل محمدی بعد درخت گیلاسو البالو و گلابی و سیبو گردو و به میکارم. شمشادم میکارم. دیگه دیگه از این گل پیچا که می چسبه به دیوارم می کارم. کاهو و گوجه و خیارو سبزیم می کارم. خلاصه یه خونه ی سرسبزو پر از گل درست میکنم . سبک خونمو سنتی می چینم. سماور قدیمی میذارم. طاقچه درست میکنم روش از این چراغای نفتی میذارم. زمستونا کرسی زغالی میذارم. سبک سنتی میچینمش. از این زرقو برقای زندگی شهری توش وارد نمیکنم. ماشینم نمیخرم به جاش با دوچرخم میرم بیرونو کارامو انجام میدم که هوا هم کثیف نشه. چاقم نشم. میرم سه تار زدنو یاد میگیرمو توی تنهاییام واسه خودم سه تار میزنم. اگه شد میرم بهزیستی سرپرستی یه بچرو به عهده می گیرمو بزرگش میکنم. یعنی اگه کار کنم به خواستم میرسم؟ خدا کنه زمینای اطراف خونه مادربزرگم گرون نشه. داییام رئیس بانکن میتونم وام بگیرم. خیلی کارا میتونم بکنم تا به اون سبک زندگی که میخوام برسم فقط باید زیاد نخوابم بیشتر کار کنم . پس پیش به سوی زندگی ساده و پر از گلو درختتتتتتتتتتتتتتتتتتت. راستی اگه خدا این سبک زندگی رو بهم بده منم بهش قول میدم که نمازو از اون به بعد بخونم. تازشم از خونوادمم یه قرون پول نمی گیرم همش خودم کار میکنمو پول خونرو میدم تا منت کسی رو سرم نباشه.بذار خونه و ماشین مدل بالا به بقیه برسه ما همین زندگی ساده واسمون کافیه.راستی درخت انگور سیاهم میکارم اخه انگور خیلی دوست دارم. یادم باشه انارم بکارم.

 

 

                                          ایدا ـ تهران ــ پونک

 

 

       


  • ارسال نظر (3)
لیست توصیفنامه ها
10 آبان 87 - 12:44
با تو بودن بهار با تمام زیبایی اش گل با تمامی بویایی اش بلبل با گویایی اش پروانه با پرواز تماشایی اش رودخانه با حركت رؤیایی اش صحرا و سنگ ریزه ها یش كوه و كوهسار با چشمه هایش دریا و تلاطمش جنگل و عظمتش سبزه و طراوتش دنیا و آدم هایش با تو بودن معنی میدهد با تو معنی میدهد و بی تو هیچند
25 مهر 87 - 03:10
تنهایی در تارو پود وجودم رخنه کرده، محبوبم نمیدانم چگونه باید برایت از عظمت عشق بگویم در حالی که تو عشق را نادیده میگیری و من در آتش عشق میسوزم . کاش میشد با زبان مریم های عاشق سخن بگویم کاش تو به زبان اطلسی آشنا بودی و کاش زبان گلدان هارا میفهمیدی به اندازه ی تمام فرداها ی نیامده عاشقم و به جرئت قسم یاد میکنم که عاشق بمانم تا همیشه تا مرز بودن . چه طور میتوانم با تو بودن را تجربه کنم در حالی که بی تو ماندم ! مرا به یاد آور در روزهای سرد تنهایی و در شبهای خلوت مهتابی ، برایم قطره ای اشک نریز که من لایق اشک های تو نیستم و بدان که من عاشقم.
1 مهر 87 - 15:14
شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت: هر گلی هم باشی چه شقایق چه پیچک و یاس زندگی اجبار است .........
__